در مجموعه «آفرینش»، به سراغ یکی از کهنترین و بحثبرانگیزترین شخصیتهای اسطورهای رفتهام: حوا. زنی که در روایتهای دینی و فرهنگی، همزمان آغازگر حیات انسانی و نماد وسوسه و گناه معرفی شده است. اما آنچه برای من بهعنوان یک هنرمند اهمیت داشت، نه بازنمایی چهرهی تثبیتشدهی او، بلکه جستوجوی زنی فراتر از روایت بود—زنی که خود را از لایههای اسطورهای، مردانهنگر و تاریخی بیرون میکشد و معنای جدیدی از آفرینش را رقم میزند.
در این تابلوها، «حوا» نه آغاز انحطاط، بلکه آغاز آگاهی، انتخاب، و شکلگیری فردیت است. فرمها در هم میپیچند، رنگها میان گرما و سرما سرگرداناند و نمادهایی چون سیب، درخت و نور، بار معنایی جدیدی میگیرند. چهرهی زن در این آثار گاه با اطمینان، گاه با تردید، اما همیشه با قدرت در حال بازآفرینی خویش است.
این مجموعه تلاشی است برای بازنویسی داستان آفرینش، نه از دیدگاه گناه، بلکه از منظر جسارت؛ بازگویی داستان زنی که برخلاف خواستهها، دید و تجربه میکند، و از دل «خطا»، مفهوم انسان بودن را زنده میسازد.